|
اهداف نظام اسلامي از ديدگاه مقام معظم رهبري

رهبر معظم انقلاب اسلامي در فرمايشات خود هم به اهداف نظام اسلامي پرداخته اند و هم راههاي وصول به آنرا ترسيم نمودهاند.
ايشان ميفرمايند:
"اهداف نظام اسلامي عبارتند از:
1 - ايجاد حيات طيبيه 2 - تامين رفاه مادي 3 - تامين عدالت، معنويت و اخلاق"1
در فرازي ديگر ميفرمايند:
"آنچه مردم در سايه اسلام بايد برخوردار باشند عبارتند از:
1 - معيشتي شايسته 2 - آسودگي و امنيت خاطر و آزادي فكر و انديشه 3 - زندگي عادلانه 4 - تعالي روحي و معنوي"2
با توجه به دو بيان نقل شده از ايشان به تشريح اهداف نظام اسلامي ميپردازيم:
1 - ايجاد حيات طيبيه: حيات طيبيه حياتي است كه از ايمان و عمل صالح نشأت گرفته و مبتني بر بهره مندي از دنيا و آخرت در پرتو عمل صالح است. بر اين مبنا نظام اسلامي بايد شرايطي را فراهم كند كه انسانها بتوانند در سايه آن شرايط از حيات طيبه برخوردار باشند. تعليم و تربيت مبتني بر آموزههاي ديني مناسبات و سيستمهاي صالح، قوانين و مقررات و مديران صالح ميتوانند حيات طيبيه را بوجود آورند.
2 - تامين رفاه مادي و معيشتي شايسته: رفاه مادي و معيشت شايسته، تريسم دورنماي جامعهاي است كه در آن نيازهاي حياتي انسان همچون شغل، مسكن، بهداشت، آموزش و هر آنچه به تناسب پيشرفت زمان جزئي از اسباب رفاه محسوب ميشود فراهم گردد. بين وضعيت اقتصادي مردم و وضعيت فرهنگي جامعه رابطه تاثير و تاثر برقرار است. اقتصاد در فرهنگ و فرهنگ در اقتصاد موثر است. ساماندهي معيشت و تأمين رفاه مادي براي حفظ هدف نهايي حكومت اسلامي كه رساندن انسانها به حيات طيبه و كمال معنوي و اخلاقي است امري ضروري و لازم است.
3 - تامين عدالت و زندگي عادلانه: عدالت پايه تعالي و قوام جامعه است. در پرتو عدالت شكوفايي استعدادها
بهره مندي بجا از توانمندي ها، سپردن امور به صاحبان شايستگي و فضيلت، افزايش بهره وري، تامين رضايت، تعديل ثروت، كاهش شقاق اجتماعي و طبقاتي، افزايش امنيت، آرامش روحي، نزديكي دلها به يكديگر و در نهايت وحدت و همگرايي اجتماعي ميسر خواهد شد.
4 - تعالي روحي و معنويت و اخلاق: هدف نهايي حكومت اسلامي تأمين شرايطي است كه منجر به تعالي روحي و اخلاقي و رشد معنويت مردم شود. حكومت هماهنگ با هدف خلقت بايد اسباب تهذيب نفس انسان و رشد معنوي و اخلاقي او را فراهم كند.
5 - آسودگي و امنيت خاطر و آزادي فكر و انديشه: آسودگي و امنيت خاطر در سايه تامين معاش، مشخص بودن حقوق انسانها، وجود ضمانت براي حفظ حقوق انساني، امكان تعالي و رشد اخلاقي، وجود امنيت و ثبات سياسي و اجتماعي و ممانعت از شعله ور شدن حرص و آز و طمع ميسر خواهد شد. آزادي فكر و انديشه، زمينه بهره مندي از قدرت تفكر و خلايت افراد را فراهم ميكند. بايد امكان انتقاد و طرح نظرات گوناگون ميسر شود تا بهترين نظريهها و راهكارها به جامعه ارائه شود. جامعه زنده و پويا جامعهاي است كه امكان بهره مندي از انديشه آحاد جامعه را فراهم كند.
پس از مشخص شدن اهداف حكومت، اكنون به لوازم دستيابي به اهداف مذكور ميپردازيم. حضرت آيتالله خامنهاي در تبيين لوازم رسيدن به اهداف حكومت ميفرمايند:
"لوازم تحقق اهداف نظام عبارتند از:
1 - تلاش خستگي ناپذير 2 - ابتكار 3 - مهار كردن نفس 4 - پرهيز مسئولان از دل سپردن به دنيا و جمع آوري ثروت 5 - انضباط مالي 6 - مبارزه با فساد 7 - تلاش بي وقفه براي خدمت به مردم"3
رسيدن به اهداف بلند نظام اسلامي به عوامل گوناگوني نياز دارد كه برآيند تحقق اين عوامل و بكار بستن آنها محقق شدن اهداف نظام را در پي خواهد داشت. در فرازهاي ديگري نيز رهبري معظم انقلاب به اين لوازم تحت عناوين مختلف اشاره نمودهاند كه پس از ذكر آنها به توضيح و جمع بندي آن ميپردازيم.
ايشان ميفرمايند:
"عوامل زمينه ساز براي رسيدن به اهداف عبارتند از:
1 - تقويت اعتماد به نفس ملي 2 - همت 3 - مجاهدت 4 - اتحاد"4
"لازمه حركت نظام اسلامي به سوي حيات طيبه عبارت است از:
1 - پاسخگويي مسئولان 2 - ارائه كارنامه عملكرد به منظور اصلاح امور 3 - تلاش در جهت گسترش عدالت در جامعه 4 - قرار گرفتن مسئولان در معرض نقد منصفانه 5 - تجلي ايمان و عمل صالح در رفتار مسئولان 6 - تلاش در جهت خدمت به مردم 7 - تلاش در جهت آلوده نشدن به خواستههاي حقير اهل دنيا 8 - تلاش در جهت اجتناب از تبعيض و تضييع بيت المال"5
"عوامل تحقق اهداف ملت ايران عبارتند از:
1 - ايمان اسلامي 2- اتحاد كلمه 3 - اميد و عزم ملي 4 - استفاده صحيح از ظرفيتهاي كشور 5 - تدبير و تحرك و تلاش"6
با توجه به آنچه رهبر معظم انقلاب اسلامي در تبيين لوازم رسيدن به اهداف ترسيم نمودهاند ميتوان اين لوازم را به دو دسته تقسيم كرد:
1 - توانمنديهاي اعتقادي و فرهنگي
2 - توانمنديهاي مديريتي
با تقسيم بندي دوگانه مذكور به توضيح هر يك از عوامل مربوطه در هر بخش ميپردازيم:
الف - زمينههاي اعتقادي و فرهنگي: براي رسيدن به اهداف نظام اسلامي همه آحاد مردم و همه مسئولان بايد داراي يكسري ويژگيهاي اعتقادي و فرهنگي باشند با در سايه وجود آنها رسيدن به هدف محقق شود. يقيناً رسيدن به هر هدفي بدون داشتن وضعيت متناسب اعتقادي و فرهنگي امكانپذير نيست. رسيدن به هر هدفي وضعيت اعتقادي و فرهنگي خاصي را ميطلبد كه به شرح آنها ميپردازيم:
1 - ايمان اسلامي: ايمان مردم و دولتمردان به لزوم تحقق اهداف موتور محركي است كه آنها را به سوي اقدام موثر براي رسيدن به هدف ميكشاند. ايمان به اهداف و لزوم تحقق آنها برمبناي وظيفه شرعي، مردم و مسئولين را در مسير رسيدن به هدف ثابت قدم و استوار نگه ميدارد. اگر ثبات قدم و استواري در دستيابي به اهداف نباشد معمولاً كارها به نتيجه نميرسند. بنابر اين هرچه ايمان قوي تر، اساسيتر و هم جانبهتر باشد باوري را بوجود ميآورد كه دولتمردان و مردم را متلزم به پي گيري مجدانه براي رسيدن به هدف ميكند.
2 - اتحاد كلمه: وحدت و هم آوايي و هم افزايي براي رسيدن به اهداف بسيار موثر است. بايد در مباني اعتقادي اهداف، نوع اهداف و راه رسيدن به اهداف به يك اتفاق نظر دست يافت تا در سايه اين يكپارچگي اعتقادي روند رسيدن به اهداف سريعتر و سهلتر شود.
3 - اميد و عزم ملي: اميد همان باور به امكان تحقق هدف است. معمولاً رسيدن به اهداف همراه با مشخصات و موانعي است كه درصورت احساس ضعف نسبت به حل اين موانع ماشين زندگي و تحرك را متوقف كند اما اميدواري يعني باور و ايمان به اينكه عليرغم همه مشكلات و موانع ما ميتوانيم به هدف برسيم، ماشين زندگي را براه انداخته و ما را واقعاً به هدف ميرساند. اميدواري ناشي از خودشناسي و شناخت قابليتها و توانمنديها در بهره مندي سامان يافته از امكانات براي رسيدن به هدف است. اميدواري، ظرفيت سعه صدر و مقاومت را بوجود ميآورد و مقاومت و عزم راسخ ما را به هدف خواهد رساند.
باور به اينكه هدف قابل وصولاند زمينه تحقق اهداف را فراهم ميآورد.
نظام اسلامي براي رسيدن به اهداف خويش نيازمند كارگزاران و مديران اميدوار همراه با عزم و پشتكار قوي است و از آنجايي كه همه آحاد ملت در رسيدن به اهداف نظام نقش دارند روح اميدواري و عزم ملي نقش مهمي در موفقيت دارد.
4 - تقويت اعتماد به نفس ملي: تصوير ذهني مثبت از قابليتها و توانمنديها، دور كردن پيامهاي منفي و ياسآور، از بين بردن ترس و وحشت از عدم موفقيت، تكيه و توكل بر خداوند بزرگ، مرور ذهني بر موفقيتهاي گذشته، باور به كاركرد موثر اداره آدمي در رسيدن به اهداف گوناگون، مطالعه احوال انسانهاي موفق، خودباوري و عزت نفس و دور كردن احساس حقارت ميتواند اعتماد به نفس را به وجود آورد.
اعتماد به نفس شجاعت اقدام، استواري و پشتكار و بهرهمندي از تمام توانمنديها را بدنبال خواهد داشت. بدون اعتماد به نفس رسيدن به اهداف ممكن نخواهد بود. دست يافتن به اهداف ملي نيز بدون اعتماد به نفس در آحاد مردم و مسئولان ميسر نيست. بايد درجه اعتماد به نفس را در مسئولان و مردم به حد اعلاي خود رساند تا رسيدن به اهداف ميسر گردد.
5 - مهار كردن نفس: پيروي از هواي نفس، يعني اسير خودپرستي و منفعت جويي شخصي شدن آفت بزرگ براي رسيدن به هدف است. رسيدن به اهداف حاصل برآيند يك اقدام جمعي از سوي افرادي است كه متولي اداره كشورند. مسئولين كشور درصورتي ميتوانند به خوبي در خدمت اهداف نظام درآيند كه توانسته باشند با تسلط بر نفس، منافع ملي را بر منافع شخصي ترجيح دهند. رسيدن به اهداف كه در سايه تعامل تقوامدارانه مجموعه عوامل انساني شكل ميگيرد درصورتي محقق خواهد شد كه خودپرستيها، حسادتها، تنگ نظريها و رقابتهاي منفعت جويانه به تعاون و همكاري دوستي، يكرنگي و صداقت، اتحاد، گذشت و ياري متقابل تبديل شود. در چنين وضعيتي روند دستيابي به اهداف، كم هزينه تر، سريعتر و همه جانبهتر خواهد شد.
6 - پرهيز مسئولان از دل سپردن به دنيا و جمع آوري ثروت: دنياگرايي و دنياطلبي مسئولان و روي آوردن به ثروتاندوزي، مانعي ديگر براي دستيابي به اهداف نظام اسلامي است. در فرهنگ سياسي اسلام، قدرت وسيلهاي براي خدمت است. كساني كه در نظام اسلامي مسئوليتي را ميپذيرند بايد تمام توان و قدرت خويش را صرف انجام اثربخش و كارآمد وظايف محوله نمايند.
مشغله ثروت اندوزي و دل سپردن به دنيا از سوي مسئولين كشور، باعث خواهد شد از تمام توان خود در جهت ايفاي نقش و انجام مسئوليت محوله استفاده ننمايند. و حتي پست و مقام و مسئوليت را پلكان ترقي مادي و ثروتاندوزي قرار دهند. سياست در خدمت ثروت و بكارگيري ثروت در جهت دهي سياسي به نحو مورد نظر آسيب بزرگي استكه ضمن كاهش كارآمدي نظام، زمينه فساد مسئولين و انحراف آنان را فراهم آورده و در نهايت به حيثيت و آبروي نظام و اعتماد عمومي لطمه وارد خواهد كرد.
لذا مراقبت در اين امر، همراه با تعريف يك معيشت منطقي و آبرومند، براساس شئونات و نياز مديران كشور امري لازم و ضروري است.
ب - توانمنديهاي مديريتي: دستيابي به اهداف علاوه بر زمينههاي اعتقادي و فرهنگي به توانمنديهاي مديريتي نياز دارد. بدون اجرايي نمودن ارزشهاي مديريتي و توجه به راهبردها و سياستهاي مربوطه نميتوان به نحو شايستهاي به اهداف رسيد. لذا، رهبر معظم انقلاب اسلامي تعدادي از اصول مديريتي مورد نياز براي دستيابي به اهداف را بيان داشتهاند كه ضمن درج عناوين اين اصول به تبيين و توضيح آن ميپردازيم.
1 - تلاش خستگي ناپذير (مديريت جهادي): اهداف بلند نظام اسلامي و ساماندهي امور مردم در دو حوزه دنيا و آخرت هدف بسيار والايي است كه تنها در سايه تلاش مستمر و داشتن انگيزهاي قوي امكان پذير خواهد بود.
بايد مديران و مسئولان كشور، اقدام در جهت ساماندهي امور دنيا و آخرت مردم را جهادي بزرگ و طاعتي پرثواب دانسته و با اين انگيزه در مقابل مشكلات و سختيهاي دستيابي به اهداف بايستند. پشتكار، كوشش مستمر و تلاش موثر لازمه دستيابي به اهداف است.
2 - ابتكار: ابتكار يا خلق راهكار جديد براي حل مسائل و مشكلات، نقش مهمي در رسيدن به اهداف دارد. و دسترسي به اهداف را تسريح مينمايد. براي بهره گيري از ابتكار و خلاقيت، شناسايي افراد خلاق و مبتكر و ميدان دادن به عناصر خوش فكر و متفكر، تشويق تفكر و خلاقيت، ساماندهي حلقههاي مشاوران زبده و خلاق در كنار مديران اجرايي و انتصاب و بكارگيري عناصرخلاق و مبتكر در پستهاي مديريتي ضرورتي اجتناب ناپذير است.
3 - پاسخگويي: پاسخگو بودن مديران در قبال تصميمات متخذه موجب پويايي وفعالتر شدن بدنه مديريت كشور ميشود. هرگاه مديران احساس كنند در قبال عملكردشان مورد سئوال واقع شده و سيستم نظارتي هوشمند عملكرد آنان را رصد ميكند اين احساس و باور منجر به انجام اثربخش و كارآمد وظايف محوله شده و در نتيجه بهره وري افزايش يافته و هرگونه رخوت و سستي از حوزه مديريت كشور دور خواهد شد. بنابر اين پاسخگويي سبب افزايش بهره وري شده و اين امر بطور مستقيم در دستيابي به اهداف نقش موثري خواهد داشت.
4 - ارائه كارنامه عملكرد به منظور اصلاح امور:
ثبت و ضبط اقدامات انجام شده، و ارائه كارنامه عملكرد، فرصتي است كه مديران كشور را در معرض خود ارزيابي و ديگر ارزيابي قرار ميدهد. ارائه كارنامه عملكرد، در بررسي و مرور بر گذشته و كشف ميزان تطابق عملكرد با اهداف از پيش تعيين شده بسيار موثر است. در سايه تنظيم كارنامه عملكرد، با كشف نقاط ضععف و قوت امكان تقويت نقاط قوت و برطرف ساختن نقاط ضعف مهيا ميشود.
با چنين اقدامي امكان اصلاح امور فراهم و امكان تطبيق بيشتر فعاليتها با اهداف از پيش تعيين شده فراهم ميآيد.
5 - قرار گرفتن مسئولان در معرض نقد منصفانه:
ايجاد فضاي نقد منصفانه و مجاز دانستن نقادي از سوي آحاد مردم و نخبگان، كشور را در دستيابي به اهداف خود كمك ميكند.
نقد همان بررسي و داوري خردمندانه، آگاهانه و عادلانه و منصفانهاي است كه بدور از هواي نفس و صرفاً براي روشن شدن نقاط ضعف و قوت با هدف اصلاح امور و ارتقاء سطح فعاليتها انجام ميگيرد.
مسئولان كشور بايد خود را در معرض نقد، انديشههاي فكور و خردمند آحاد مردم و نخبگان قرار داده تا امكان اصلاح هر نوع تصميم و عملكرد ناصواب به وجود آيد.
در چنين وضعيتي است كه عملكردها به سوي تعالي و رشد حركت كرده و امكان دستيابي به اهداف سهلتر و آسانتر و با هزينه و زمان كمتر مهيا خواهد شد.
6 - استفاده صحيح از ظرفيتهاي كشور:
ظرفيتهاي كشور، همان قابليتهاي مختلفي است كه در حوزههاي گوناگون فرهنگي، عملي، سياسي، اقتصادي، نظامي، صنعتي و اداري وجود دارد. هرگاه بتوانيم اين ظرفيتها را بدرستي شناخته و به شيوه معقولي از همه آنها، بطور هماهنگ بهره برداري نمائيم، گامي بزرگ در رسيدن به اهداف
برداشته ايم. يكي از مهمترين ظرفيتهايي كه نقش مهمي در دستيابي كشور به اهدافش دارد، چگونگي بكارگيري و چينش نيروي انساني در پستهاي سازماني است. هرگاه شايسته سالاري يا تعهد و تخصص در گزينش افراد ملاك عمل قرار گيرد وصول به اهداف آسانتر و سريعتر انجام خواهد شد.
اهداف نظام اسلامي از ديدگاه مقام معظم رهبري

رهبر معظم انقلاب اسلامي در فرمايشات خود هم به اهداف نظام اسلامي پرداخته اند و هم راههاي وصول به آنرا ترسيم نمودهاند.
ايشان ميفرمايند:
"اهداف نظام اسلامي عبارتند از:
1 - ايجاد حيات طيبيه 2 - تامين رفاه مادي 3 - تامين عدالت، معنويت و اخلاق"1
در فرازي ديگر ميفرمايند:
"آنچه مردم در سايه اسلام بايد برخوردار باشند عبارتند از:
1 - معيشتي شايسته 2 - آسودگي و امنيت خاطر و آزادي فكر و انديشه 3 - زندگي عادلانه 4 - تعالي روحي و معنوي"2
با توجه به دو بيان نقل شده از ايشان به تشريح اهداف نظام اسلامي ميپردازيم:
1 - ايجاد حيات طيبيه: حيات طيبيه حياتي است كه از ايمان و عمل صالح نشأت گرفته و مبتني بر بهره مندي از دنيا و آخرت در پرتو عمل صالح است. بر اين مبنا نظام اسلامي بايد شرايطي را فراهم كند كه انسانها بتوانند در سايه آن شرايط از حيات طيبه برخوردار باشند. تعليم و تربيت مبتني بر آموزههاي ديني مناسبات و سيستمهاي صالح، قوانين و مقررات و مديران صالح ميتوانند حيات طيبيه را بوجود آورند.
2 - تامين رفاه مادي و معيشتي شايسته: رفاه مادي و معيشت شايسته، تريسم دورنماي جامعهاي است كه در آن نيازهاي حياتي انسان همچون شغل، مسكن، بهداشت، آموزش و هر آنچه به تناسب پيشرفت زمان جزئي از اسباب رفاه محسوب ميشود فراهم گردد. بين وضعيت اقتصادي مردم و وضعيت فرهنگي جامعه رابطه تاثير و تاثر برقرار است. اقتصاد در فرهنگ و فرهنگ در اقتصاد موثر است. ساماندهي معيشت و تأمين رفاه مادي براي حفظ هدف نهايي حكومت اسلامي كه رساندن انسانها به حيات طيبه و كمال معنوي و اخلاقي است امري ضروري و لازم است.
3 - تامين عدالت و زندگي عادلانه: عدالت پايه تعالي و قوام جامعه است. در پرتو عدالت شكوفايي استعدادها
بهره مندي بجا از توانمندي ها، سپردن امور به صاحبان شايستگي و فضيلت، افزايش بهره وري، تامين رضايت، تعديل ثروت، كاهش شقاق اجتماعي و طبقاتي، افزايش امنيت، آرامش روحي، نزديكي دلها به يكديگر و در نهايت وحدت و همگرايي اجتماعي ميسر خواهد شد.
4 - تعالي روحي و معنويت و اخلاق: هدف نهايي حكومت اسلامي تأمين شرايطي است كه منجر به تعالي روحي و اخلاقي و رشد معنويت مردم شود. حكومت هماهنگ با هدف خلقت بايد اسباب تهذيب نفس انسان و رشد معنوي و اخلاقي او را فراهم كند.
5 - آسودگي و امنيت خاطر و آزادي فكر و انديشه: آسودگي و امنيت خاطر در سايه تامين معاش، مشخص بودن حقوق انسانها، وجود ضمانت براي حفظ حقوق انساني، امكان تعالي و رشد اخلاقي، وجود امنيت و ثبات سياسي و اجتماعي و ممانعت از شعله ور شدن حرص و آز و طمع ميسر خواهد شد. آزادي فكر و انديشه، زمينه بهره مندي از قدرت تفكر و خلايت افراد را فراهم ميكند. بايد امكان انتقاد و طرح نظرات گوناگون ميسر شود تا بهترين نظريهها و راهكارها به جامعه ارائه شود. جامعه زنده و پويا جامعهاي است كه امكان بهره مندي از انديشه آحاد جامعه را فراهم كند.
پس از مشخص شدن اهداف حكومت، اكنون به لوازم دستيابي به اهداف مذكور ميپردازيم. حضرت آيتالله خامنهاي در تبيين لوازم رسيدن به اهداف حكومت ميفرمايند:
"لوازم تحقق اهداف نظام عبارتند از:
1 - تلاش خستگي ناپذير 2 - ابتكار 3 - مهار كردن نفس 4 - پرهيز مسئولان از دل سپردن به دنيا و جمع آوري ثروت 5 - انضباط مالي 6 - مبارزه با فساد 7 - تلاش بي وقفه براي خدمت به مردم"3
رسيدن به اهداف بلند نظام اسلامي به عوامل گوناگوني نياز دارد كه برآيند تحقق اين عوامل و بكار بستن آنها محقق شدن اهداف نظام را در پي خواهد داشت. در فرازهاي ديگري نيز رهبري معظم انقلاب به اين لوازم تحت عناوين مختلف اشاره نمودهاند كه پس از ذكر آنها به توضيح و جمع بندي آن ميپردازيم.
ايشان ميفرمايند:
"عوامل زمينه ساز براي رسيدن به اهداف عبارتند از:
1 - تقويت اعتماد به نفس ملي 2 - همت 3 - مجاهدت 4 - اتحاد"4
"لازمه حركت نظام اسلامي به سوي حيات طيبه عبارت است از:
1 - پاسخگويي مسئولان 2 - ارائه كارنامه عملكرد به منظور اصلاح امور 3 - تلاش در جهت گسترش عدالت در جامعه 4 - قرار گرفتن مسئولان در معرض نقد منصفانه 5 - تجلي ايمان و عمل صالح در رفتار مسئولان 6 - تلاش در جهت خدمت به مردم 7 - تلاش در جهت آلوده نشدن به خواستههاي حقير اهل دنيا 8 - تلاش در جهت اجتناب از تبعيض و تضييع بيت المال"5
"عوامل تحقق اهداف ملت ايران عبارتند از:
1 - ايمان اسلامي 2- اتحاد كلمه 3 - اميد و عزم ملي 4 - استفاده صحيح از ظرفيتهاي كشور 5 - تدبير و تحرك و تلاش"6
با توجه به آنچه رهبر معظم انقلاب اسلامي در تبيين لوازم رسيدن به اهداف ترسيم نمودهاند ميتوان اين لوازم را به دو دسته تقسيم كرد:
1 - توانمنديهاي اعتقادي و فرهنگي
2 - توانمنديهاي مديريتي
با تقسيم بندي دوگانه مذكور به توضيح هر يك از عوامل مربوطه در هر بخش ميپردازيم:
الف - زمينههاي اعتقادي و فرهنگي: براي رسيدن به اهداف نظام اسلامي همه آحاد مردم و همه مسئولان بايد داراي يكسري ويژگيهاي اعتقادي و فرهنگي باشند با در سايه وجود آنها رسيدن به هدف محقق شود. يقيناً رسيدن به هر هدفي بدون داشتن وضعيت متناسب اعتقادي و فرهنگي امكانپذير نيست. رسيدن به هر هدفي وضعيت اعتقادي و فرهنگي خاصي را ميطلبد كه به شرح آنها ميپردازيم:
1 - ايمان اسلامي: ايمان مردم و دولتمردان به لزوم تحقق اهداف موتور محركي است كه آنها را به سوي اقدام موثر براي رسيدن به هدف ميكشاند. ايمان به اهداف و لزوم تحقق آنها برمبناي وظيفه شرعي، مردم و مسئولين را در مسير رسيدن به هدف ثابت قدم و استوار نگه ميدارد. اگر ثبات قدم و استواري در دستيابي به اهداف نباشد معمولاً كارها به نتيجه نميرسند. بنابر اين هرچه ايمان قوي تر، اساسيتر و هم جانبهتر باشد باوري را بوجود ميآورد كه دولتمردان و مردم را متلزم به پي گيري مجدانه براي رسيدن به هدف ميكند.
2 - اتحاد كلمه: وحدت و هم آوايي و هم افزايي براي رسيدن به اهداف بسيار موثر است. بايد در مباني اعتقادي اهداف، نوع اهداف و راه رسيدن به اهداف به يك اتفاق نظر دست يافت تا در سايه اين يكپارچگي اعتقادي روند رسيدن به اهداف سريعتر و سهلتر شود.
3 - اميد و عزم ملي: اميد همان باور به امكان تحقق هدف است. معمولاً رسيدن به اهداف همراه با مشخصات و موانعي است كه درصورت احساس ضعف نسبت به حل اين موانع ماشين زندگي و تحرك را متوقف كند اما اميدواري يعني باور و ايمان به اينكه عليرغم همه مشكلات و موانع ما ميتوانيم به هدف برسيم، ماشين زندگي را براه انداخته و ما را واقعاً به هدف ميرساند. اميدواري ناشي از خودشناسي و شناخت قابليتها و توانمنديها در بهره مندي سامان يافته از امكانات براي رسيدن به هدف است. اميدواري، ظرفيت سعه صدر و مقاومت را بوجود ميآورد و مقاومت و عزم راسخ ما را به هدف خواهد رساند.
باور به اينكه هدف قابل وصولاند زمينه تحقق اهداف را فراهم ميآورد.
نظام اسلامي براي رسيدن به اهداف خويش نيازمند كارگزاران و مديران اميدوار همراه با عزم و پشتكار قوي است و از آنجايي كه همه آحاد ملت در رسيدن به اهداف نظام نقش دارند روح اميدواري و عزم ملي نقش مهمي در موفقيت دارد.
4 - تقويت اعتماد به نفس ملي: تصوير ذهني مثبت از قابليتها و توانمنديها، دور كردن پيامهاي منفي و ياسآور، از بين بردن ترس و وحشت از عدم موفقيت، تكيه و توكل بر خداوند بزرگ، مرور ذهني بر موفقيتهاي گذشته، باور به كاركرد موثر اداره آدمي در رسيدن به اهداف گوناگون، مطالعه احوال انسانهاي موفق، خودباوري و عزت نفس و دور كردن احساس حقارت ميتواند اعتماد به نفس را به وجود آورد.
اعتماد به نفس شجاعت اقدام، استواري و پشتكار و بهرهمندي از تمام توانمنديها را بدنبال خواهد داشت. بدون اعتماد به نفس رسيدن به اهداف ممكن نخواهد بود. دست يافتن به اهداف ملي نيز بدون اعتماد به نفس در آحاد مردم و مسئولان ميسر نيست. بايد درجه اعتماد به نفس را در مسئولان و مردم به حد اعلاي خود رساند تا رسيدن به اهداف ميسر گردد.
5 - مهار كردن نفس: پيروي از هواي نفس، يعني اسير خودپرستي و منفعت جويي شخصي شدن آفت بزرگ براي رسيدن به هدف است. رسيدن به اهداف حاصل برآيند يك اقدام جمعي از سوي افرادي است كه متولي اداره كشورند. مسئولين كشور درصورتي ميتوانند به خوبي در خدمت اهداف نظام درآيند كه توانسته باشند با تسلط بر نفس، منافع ملي را بر منافع شخصي ترجيح دهند. رسيدن به اهداف كه در سايه تعامل تقوامدارانه مجموعه عوامل انساني شكل ميگيرد درصورتي محقق خواهد شد كه خودپرستيها، حسادتها، تنگ نظريها و رقابتهاي منفعت جويانه به تعاون و همكاري دوستي، يكرنگي و صداقت، اتحاد، گذشت و ياري متقابل تبديل شود. در چنين وضعيتي روند دستيابي به اهداف، كم هزينه تر، سريعتر و همه جانبهتر خواهد شد.
6 - پرهيز مسئولان از دل سپردن به دنيا و جمع آوري ثروت: دنياگرايي و دنياطلبي مسئولان و روي آوردن به ثروتاندوزي، مانعي ديگر براي دستيابي به اهداف نظام اسلامي است. در فرهنگ سياسي اسلام، قدرت وسيلهاي براي خدمت است. كساني كه در نظام اسلامي مسئوليتي را ميپذيرند بايد تمام توان و قدرت خويش را صرف انجام اثربخش و كارآمد وظايف محوله نمايند.
مشغله ثروت اندوزي و دل سپردن به دنيا از سوي مسئولين كشور، باعث خواهد شد از تمام توان خود در جهت ايفاي نقش و انجام مسئوليت محوله استفاده ننمايند. و حتي پست و مقام و مسئوليت را پلكان ترقي مادي و ثروتاندوزي قرار دهند. سياست در خدمت ثروت و بكارگيري ثروت در جهت دهي سياسي به نحو مورد نظر آسيب بزرگي استكه ضمن كاهش كارآمدي نظام، زمينه فساد مسئولين و انحراف آنان را فراهم آورده و در نهايت به حيثيت و آبروي نظام و اعتماد عمومي لطمه وارد خواهد كرد.
لذا مراقبت در اين امر، همراه با تعريف يك معيشت منطقي و آبرومند، براساس شئونات و نياز مديران كشور امري لازم و ضروري است.
ب - توانمنديهاي مديريتي: دستيابي به اهداف علاوه بر زمينههاي اعتقادي و فرهنگي به توانمنديهاي مديريتي نياز دارد. بدون اجرايي نمودن ارزشهاي مديريتي و توجه به راهبردها و سياستهاي مربوطه نميتوان به نحو شايستهاي به اهداف رسيد. لذا، رهبر معظم انقلاب اسلامي تعدادي از اصول مديريتي مورد نياز براي دستيابي به اهداف را بيان داشتهاند كه ضمن درج عناوين اين اصول به تبيين و توضيح آن ميپردازيم.
1 - تلاش خستگي ناپذير (مديريت جهادي): اهداف بلند نظام اسلامي و ساماندهي امور مردم در دو حوزه دنيا و آخرت هدف بسيار والايي است كه تنها در سايه تلاش مستمر و داشتن انگيزهاي قوي امكان پذير خواهد بود.
بايد مديران و مسئولان كشور، اقدام در جهت ساماندهي امور دنيا و آخرت مردم را جهادي بزرگ و طاعتي پرثواب دانسته و با اين انگيزه در مقابل مشكلات و سختيهاي دستيابي به اهداف بايستند. پشتكار، كوشش مستمر و تلاش موثر لازمه دستيابي به اهداف است.
2 - ابتكار: ابتكار يا خلق راهكار جديد براي حل مسائل و مشكلات، نقش مهمي در رسيدن به اهداف دارد. و دسترسي به اهداف را تسريح مينمايد. براي بهره گيري از ابتكار و خلاقيت، شناسايي افراد خلاق و مبتكر و ميدان دادن به عناصر خوش فكر و متفكر، تشويق تفكر و خلاقيت، ساماندهي حلقههاي مشاوران زبده و خلاق در كنار مديران اجرايي و انتصاب و بكارگيري عناصرخلاق و مبتكر در پستهاي مديريتي ضرورتي اجتناب ناپذير است.
3 - پاسخگويي: پاسخگو بودن مديران در قبال تصميمات متخذه موجب پويايي وفعالتر شدن بدنه مديريت كشور ميشود. هرگاه مديران احساس كنند در قبال عملكردشان مورد سئوال واقع شده و سيستم نظارتي هوشمند عملكرد آنان را رصد ميكند اين احساس و باور منجر به انجام اثربخش و كارآمد وظايف محوله شده و در نتيجه بهره وري افزايش يافته و هرگونه رخوت و سستي از حوزه مديريت كشور دور خواهد شد. بنابر اين پاسخگويي سبب افزايش بهره وري شده و اين امر بطور مستقيم در دستيابي به اهداف نقش موثري خواهد داشت.
4 - ارائه كارنامه عملكرد به منظور اصلاح امور:
ثبت و ضبط اقدامات انجام شده، و ارائه كارنامه عملكرد، فرصتي است كه مديران كشور را در معرض خود ارزيابي و ديگر ارزيابي قرار ميدهد. ارائه كارنامه عملكرد، در بررسي و مرور بر گذشته و كشف ميزان تطابق عملكرد با اهداف از پيش تعيين شده بسيار موثر است. در سايه تنظيم كارنامه عملكرد، با كشف نقاط ضععف و قوت امكان تقويت نقاط قوت و برطرف ساختن نقاط ضعف مهيا ميشود.
با چنين اقدامي امكان اصلاح امور فراهم و امكان تطبيق بيشتر فعاليتها با اهداف از پيش تعيين شده فراهم ميآيد.
5 - قرار گرفتن مسئولان در معرض نقد منصفانه:
ايجاد فضاي نقد منصفانه و مجاز دانستن نقادي از سوي آحاد مردم و نخبگان، كشور را در دستيابي به اهداف خود كمك ميكند.
نقد همان بررسي و داوري خردمندانه، آگاهانه و عادلانه و منصفانهاي است كه بدور از هواي نفس و صرفاً براي روشن شدن نقاط ضعف و قوت با هدف اصلاح امور و ارتقاء سطح فعاليتها انجام ميگيرد.
مسئولان كشور بايد خود را در معرض نقد، انديشههاي فكور و خردمند آحاد مردم و نخبگان قرار داده تا امكان اصلاح هر نوع تصميم و عملكرد ناصواب به وجود آيد.
در چنين وضعيتي است كه عملكردها به سوي تعالي و رشد حركت كرده و امكان دستيابي به اهداف سهلتر و آسانتر و با هزينه و زمان كمتر مهيا خواهد شد.
6 - استفاده صحيح از ظرفيتهاي كشور:
ظرفيتهاي كشور، همان قابليتهاي مختلفي است كه در حوزههاي گوناگون فرهنگي، عملي، سياسي، اقتصادي، نظامي، صنعتي و اداري وجود دارد. هرگاه بتوانيم اين ظرفيتها را بدرستي شناخته و به شيوه معقولي از همه آنها، بطور هماهنگ بهره برداري نمائيم، گامي بزرگ در رسيدن به اهداف
برداشته ايم. يكي از مهمترين ظرفيتهايي كه نقش مهمي در دستيابي كشور به اهدافش دارد، چگونگي بكارگيري و چينش نيروي انساني در پستهاي سازماني است. هرگاه شايسته سالاري يا تعهد و تخصص در گزينش افراد ملاك عمل قرار گيرد وصول به اهداف آسانتر و سريعتر انجام خواهد شد.
|